محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
869
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
آب و قدرى كرم بجاى قهوه و قدرى بدل آب در طبخ غذا و خمير نان به قدر خوراك آن شخص به كار برند تا تمام شود و هر روز به همين دستور عمل نمايند تا بيست و يك روز و يا چهل روز و روز هفتم و يازدهم و چهاردهم و هفدهم و بيستم به عرق نشيند بدين نحو كه مقدار هشت مثقال تا ده مثقال چوبچينى را در يك من و نيم آب به وزن شاه كه يك هزار و هشتصد مثقال صيرفى مىشود بدستور در ديكى علىحده طبخ نمايند جهت آنكه اكر همان ديك آب مشروب باشد اكر قطرهء عرقى يا كثافتى در آن افتد باعث كراهيت و تنفر طبع ميكردد پس علىحده بودن بهتر است و آن ديك را همان قسم كرماكرم و سربسته به زير كرسى برند كه در وسط آن سوراخى باشد يا وسط آن را بخيزران كه بهندى بينت كويند بافته باشند و عليل بر آن كرسى نشيند و لحافى بزرك بر خود كيرد بنوعى كه تمام بدن آن را و كرسى را فراگيرد و رخنه از براى داخل شدن هواى خارجى و بيرون شدن بخار داخلى نماند و دهن و بينى آن از براى نفس كشيدن بيرون باشد كه خفقان و غشى آن را طارى نكردد پس شخصى دست در زير كرسى كرده سر ديك را اندكاندك بكشايد كه بهموارى تمامى بخار آن بجميع اعضاى عليل برسد خصوصا بعضو معلول كه آن را بيشتر بخار دهد تا تحليل مواد از آن عضو بيشتر واقع شود و يك پيالهء شربتخورى آب چوب چينى مقررى را با نبات و يا بىنبات و با نبات اثرش بيشتر است بنوشند تا اثر آن به باطن و اعماق بدن آن برسد زيرا كه همچنان كه اثر بخار آن بظواهر و اعالى بدن بيشتر است همچنان تاثير شرب آن در باطن و اعماق بدن از آن زياده است و چون عرق بسيار آيد و هنوز بسر حد ضعف نرسيده باشد لحاف را بر خود پيچيده بقسمى كه هوا نرسد از كرسى فرود آمده بخوابد بارام تمام تا تمام عرق در بدن او خشك شود و در اين هنكام نيز راه نفس كشيدن باز باشد تا موجب ضعف و اضطراب و غشى نكردد و اكر عارضه و علتى در سر و صورت و مجراى انف باشد در بين تعريق كاه كاهى سر و صورت را محاذى اندك بخارى بدارد و چون اضطراب عارض كردد صورت را از عرق خشك نموده اندك از لحاف برآورد و همچنين بايد كه در وقت بخار كرفتن و خوابيدن حركات بى جا و مختلف ننمايد كه عارضه رو دهد پس تتمهء آب هر روزه را بدستور به مصرف رساند و آب ديكى كه در زير كرسى بردهاند دور نمايند كه به كار نمىآيد و اكر ماده بسيار غليظ و مرض بسيار مزمن باشد تا چهل روز بخورد و بدستور مقرر و در مواد بارده قدرى دارچينى سيلانى از مقدار يك درم تا دو درم بحسب امزجه زيره كرده با چوبچينى بخيسانند و طبخ نمايند و بعد از بيستم سه مرتبه ديكر هر هفته يك مرتبه به عرق نشيند بدستور مزبور فايده بدانكه در تعريق مراعات بنيه و حالات مزاج از قوت و ضعف و شدت مرض شرط است و بعضى را هر روز جايز است و بعضى را يك روز در ميان و بعضى را دو روز در ميان و بعضى را سه روز در ميان تا يك هفته و زياده هم و بحسب برداشت و طاقت و نيز مقدار زمان مكث آن را و طويل و قصير نمايند هرگاه علت در عضوى خاص باشد و شامل تمام بدن نباشد اكر هر روز يا يك روز در ميان همان عضو را به بخار چوب چينى بدارد كافى است و بعد از فراغ از خوردن مطبوخ چوب چينى بيست و يك روز ازين حلوا را بخورد و فايدهء آن مذكور شد صنعت آن آرد كندم چهل مثقال آرد نخود سى مثقال بروغن كاو بريان كرده عسل مصفى بيست مثقال نبات به قدر ضرور بكلاب عرق مشك حل كرده داخل نموده بهپزند تا چون تر حلوا شود مغز پسته مغز بادام شيرين مغز چلغوزه مغز حب السّمنة مغز فندق مغز نارجيل مقشر مغز حبة الخضرا مغز حب الزلم از هريك دو مثقال نيم كوفته داخل كرده بهپزند تا شروع به پس دادن روغن نمايد چوب چينى باوصاف مذكوره چهارده مثقال خصية الثعلب مصرى چهار مثقال دارچينى بسباسه خولنجان مصطكى سورنجان دانه هيلبوا قرنفل عود هندى عود الصليب جوزبوا زرنباد شقاقل بهمن سفيد بهمن سرخ از هريك يك مثقال زنجبيل زعفران از هريك نيم مثقال كوفته بيخته بعد از فرود آوردن حلوا از آتش داخل كرده در طبق چينى پهن كرده قدرى نبات سفيد كوفته بر آن پاشيده بطريق لوزيات بريده هر روز چهار مثقال آن را تناول نمايد و بعد از اتمام حلوا بحمام رود و اثفال چوب چينى را سائيده بر بدن در حمام بمالد و باز بعد از دو روز بحمام رفته اين ادويه را بر بدن طلا نمايد عود هندى عود الصليب قسط تلخ وج تركى زرنباد سورنجان بوزيدان عاقرقرحا از هريك يك مثقال چوب چينى نه مثقال كوفته بكلاب و آب ريحان تازه سرشته روغن قسط دو درم داخل كرده پيش از داخل شدن در آب بر بدن بمالد و بعد از دو ساعت بشويد نسخه حلواى چوبچينى ديكر قلمى فرمودهاند كه از قدوة الاطبا والد ماجد فقير قدس سره است نافع از براى امراض مزمنهء بارده چون مرض معروف باتشك و جذام و در مفاصل و بهق و ضعف باه صنعت آن آرد ميده چهل مثقال آرد نخود سى مثقال بروغن كاو بريان كرده عسل مصفى بيست مثقال نبات سفيد به قدر ضرور بكلاب و عرق بيدمشك و عرق كاوزبان از هريك يك اوقيه تبريزى حل كرده داخل نموده باتش ملايم بهپزند تا چون تر حلوا شود پس مغز بادام شيرين مقشر مغز پسته مقشر مغز فندق مقشر مقشر مغز نارجيل مغز حبة الخضرا مغز انحلك مغز چلغوزه مغز حب السّمنه مغز شاهبلوط مغز بن مالورد از هريك دو مثقال و نيم كوفته داخل كرده بهپزند تا شروع به پس دادن روغن نمايد پس از آتش بركرفته چوب چينى بصفات مزبوره چهارده مثقال خصية الثعلب مصرى چهار مثقال دارچينى بهمن سرخ بهمن سفيد قرنفل زرنباد دانه هيل مصطكى عود الصليب شقاقل بسباسه سورنجان مغاث بغدادى تودرى كلكون از هريك يك مثقال جوزبوا زنجبيل زعفران از هريك نيم مثقال كوفته بيخته داخل كرده نيكو برهم زنند و در ظرف چينى پهن كرده بر آن قند سفيد سوده پاشيده بطريق لوزيات بهبرند هر قطعه چهار مثقال هر روز يك قطعه صبح و يك قطعه شام بخورد و بعد از آن نبات سفيد تخم فرنجمشك كلاب عرق بيدمشك بنوشند و اكر در اخر دو دانك مشك تبتى خالص در حلوا داخل نمايند بهتر است و اكر ضعف بر بدن طارى شود كه قوّت رفتار در پاها نماند اكثر اوقات روغن جوزبوا بر بدن بمالد خصوص پاهاى تا كمر و فقرات ظهر را از حركات بسيار و شديد اجتناب نمايد بدانكه بدين دستور هر روز هفت و نيم مثقال اكر يازده روز خورده شود چوب چينى هشتاد و دو مثقال و نيم مىشود و اكر بيست و يك روز خورده شود يكصد و پنجاه و هفت مثقال و نيم مىشود و اكر چهل روز خورده شود سه صد مثقال مىشود و اكر چهل يك روز خورده شود سه صد و هفت مثقال و نيم مىشود و اكر هر روز هشت مثقال خورده شود در بيست و يك روز يكصد و شصت و هشت مثقال و در چهل روز سه صد بيست مثقال و در چهل و يك روز سه صد و بيست و هشت مثقال مىشود و اكر اثفال هر روزه را خشك نموده بعد از اتمام و فراغ از چوب چينى اندك اندك بجوشانند و بجاى آب بخورند در بعضى امراض مستحكمه بهتر است و بدانكه اكر در بعضى روزها آب مطبوخ وفا بماكول و مشروب ننمايد ثفل آن روز را